عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )
10
عوارف المعارف ( فارسى )
بسيار ، جمع از نفخ و نفث شيطان ، و لذّات و شهوات اين عالمى كه نفس مايل آنست . به مثابت هيزم است آتش را ، كه چنان كه هيزم بيشتر ، شعلهء آتش افروختهتر ؛ همچنين چندانكه هيزم شهوات و تمتعات ، به تنعمات لذّات اين عالمى بيشتر باشد ، شعلهء آتش هوا و مراد نفس تيزتر بود . و دل از حظّ آن عالمى محرومتر . و جولان او در عالم [ علوى ] تنگتر ، و از فهم و حسن استماع بىبهرهتر . و ببايد دانست كه : نيكويى استماع قرع باب ملكوت است و طلب كردن حسنى و زيادت از حضرت جبروت . و اين حال دست ندهد ، الّا به ترك دنيا . اين طايفه بكلّى ترك دنيا كردند . [ و روى دل در تنعم آخرت كردند ] . زاهد دنيا شدند و راغب آخرت . و ورد وقتشان با دنيا اين بود كه : « لا أرى فى وصلك ففارقى » . قال اللّه تعالى : « إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ » « * » يعنى : مواعظ قرآن و حكمتهاى آن كسى فهم كند ، كه دل حاضر دارد با خداى تعالى . چنان كه طرفة العينى ، از آن غافل نباشد . يحيى معاذ رازى - قدس اللّه روحه - گفته است كه : دل بر دو نوع است : نوع اوّل : دلى باشد كه محشّى باشد به اشتغال دنياوى و چنان غافل باشد از كار آخرت ، كه هر آن وقت كه كارى از كارهاى آخرت حاضر وقت او شود ، از شغل دنياوى بدان نپردازد . و آن را مهمل فروگذارد ، نوع دوّم دلى بود كه چنان ممتلى باشد از امور آخرت ، كه هرگاه كه ، شغلى از اشغال دنياوى حاضر او شود ، از استغراق به شغل آخرت ، مشغول آن كار نتواند شد . بنگر تفاوت شغل تا شغل و كار تا كار ! . و بعضى گفتهاند : اين دل ، كه در يابندهء پندها و وعظهاى قرآن است . دلى باشد كه به سلامت بود ، پاك از اغراض و شكوك و نفاق . و قال الحسين - قدس اللّه روحه - : « لمن كان له قلب لا يخطر فيه الّا شهود الرّبّ » يعنى : فاهم مواعظ قرآن دلى باشد كه ، از پردهء خود بيرون آمده باشد . و مشاهد عالم ملكوت و جبروت شده ، و محلّ الهامات غيبى صافى كرده و از ما سوى اللّه - خالى گردانيده . و در تيّار بحار شهود مستغرق شده ، شيخ تاج الدّين - قدس اللّه روحه - گفته است در اين معنى . شعر : اى خوشا احوال درويشان ، كِشان * از گمان اندر عيان افكندهاى رسته از زخم تفاريق حدوث * در شهود صرفشان ، افكندهاى مست و نازان و گرازان در وصال * بىميانشان بر كران افكندهاى قال ابن عطا - قدس الله روحه - قلب يلاحظ - الحقّ به عين التّعظيم فذاب له و انقطع اليه عمّا سواه . يعنى : فاهم قرآن دلى باشد كه ، به چشم تعظيم و هيبت ناظر حق باشد ، و گداختهء شهود حق . و از غير او تبرّا كرده و به دو تولّا نموده .
--> ( * ) ق / 50 : 37 . حريرى ، مقامهء انباريّه